سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال سیدالشهدا علیه‌السلام در شهادت عبدالله بن الحسن

شاعر : سیدحمیدرضا برقعی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
قالب شعر : غزل

برادر تشت خون را لاله‌باران کرد، یادم هست            و بغض خویش را در سرفه پنهان کرد، یادم هست

صدا زد: رفتم اما با تو در هر حال خواهم بود            برادر! با تو تا هنگامۀ گودال خواهم بود


برادر پای حرفش ماند و با من در سفر آمد            برادر پا به پایم با همان خـونِ جگر آمد

برادر آن‌که شمشیرش خرافات جمل را کشت            شکوهش جبت و طاغوت جهان، لات و هبل را کشت

سخن فرمود با لب‌های قاسم، مرگ شیرین شد            و ثاراللّهی‌ام با خون عـبداللّه رنگـین شد

درون مقتل اینک لطف خود را بیشتر کرده            برایم دست خود را سایۀ سر نه، سپر کرده

بیا خواهر، ببین خون جگر بر خونم افزوده            شکست آن شیشۀ عطری که لبریز از حسن بوده

شمیمِ عطر او را در مشامم از ازل دارم            به عبداللّهِ آغوشم، حسن را در بغل دارم

عجب پیراهنی از دست خواهد رفت در بازار            که از بوی حسین آکنده، از عطر حسن سرشار

یکی شد پیکرم با او، تو هم این را روایت کن            شباب اهل جنّت را بیا با هم زیارت کن

تو هم مانند من دور از وطن هستی، بیا خواهر            اگر دلتنگ آغوش حسن هستی، بیا خواهر

شبیه کودکی‌هامان بساط گـریه برپـا کن            بیا یک بار دیگر چادرت را خیمۀ ما کن

بیا خواهر، بیا این حنجر کوچک سخن دارد            گـلوی سرخِ عـبداللّه آهـنگ حـسـن دارد

بیا خواهر که دارد از گلویش این دم آخر            صدای روضه می‌آید، صدای روضۀ مادر

نقد و بررسی